برهان الدين محقق ترمدى

8

معارف ( مجموعه مواعظ و كلمات سيد برهان الدين محقق ترمدى ) ( فارسى )

اقبال نفس در چيزى ديگرست خواهى كه بگويم كه اقبال [ 1 ] او در چيست انّ لنفسك عليك حقّا 13 اندكى حق او مىگزار ديگر [ 2 ] ترا با او چه‌كار امّا اگر او نبودى ترا چقدر بودى نفس در زندگى [ 3 ] تبع است باقى كار ارواح [ 4 ] راست و سرّ دل را ، ترا [ 5 ] قرار مىبايد دادن كه اين همه متاعها [ 6 ] جوارح و اعضاء و اصابع و مفاصل و حواس و همه اجزاء [ 7 ] از معده و جگر و غيرهما پيش من وديعت است و هرآينه از من باز خواهند ستدن كه روح حيوانى به جملگى حواس ظاهر و حواس باطن همه وديعت دو روزه است هرچه ترا در عالم سرّى است و تعلّق درون دارد با مردان خدا [ 8 ] گوى كه در [ 9 ] وَ ما أَرْسَلْناكَ إِلَّا رَحْمَةً لِلْعالَمِينَ « 1 » داخلند [ 9 ] گفتن با ايشان بهترست كه بار اذله 14 ، اين قوم ستّار باشند هرج ترا عظيم نمايد با ايشان بگوى [ 10 ] عجبشان نيايد ايشان نصيحت كنند كه مشت [ 11 ] مينداز كه بر درفش خواهى زدن امّا نگويند البتّه مشت مينداز [ 12 ] از ضرر باز گويند امّا اكراه نكنند و ما جعلناك عليهم وكيلا « 2 » همين است كه سوختنى را مىسوزد

--> ( 1 ) - سل : بكيريم اقبال ( 2 ) - سل : دگر ( 3 ) - سل : بندگى ( 4 ) - سل : روح ( 5 ) - سل : ترا با خود ( 6 ) - سل : كه اين متاعهاى جوارح ( 7 ) - سل : و همه اجزاى تن از معده و غيرهما ( 8 ) - سل : حق ( 9 ) - سل : اين كلمه را ندارد . ( 10 ) - سل : به ايشان بگويى ( 11 ) - سل : اين مشت ( 12 ) - سل : خواهى زدن از ضرر ( 1 ) - قرآن كريم ، الانبياء / 107 ( 2 ) - قرآن كريم ، وَ ما جَعَلْناكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظاً وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ الانعام 107